|
هوای شهرمان آلوده است! نمیشود نفس کشید! ...خودمان آلوده تریم!
. . .
|
|
+ نوشته شده در
85/09/30ساعت 11:16 توسط محیا |
|
|
به نام خدای امروز!!!! در نی نی چشمهامان عطش دیدار موج میرند..... کاش می امد روزی که ریسمان نگاهمان گره می خورد به پنجره فولاد حرمت و کور می شد از دیدن هر آنچه نادیدنی است.... شاید اینگونه شفا میافت!!!!
|
|
+ نوشته شده در
85/09/11ساعت 19:54 توسط محیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ای که مرا خوانده ای ...راه نشانم بده!
----------------------------------------------- گاهی اگر حرفی بود: mahya609@yahoo.com |
| آرشیو موضوعی |
|
ادبی! نیمه ادبی! بی ادبی! |