|
هوالحی السلام علیک یا حبیبی یا حسن(ع)
غریبم! میلادت در میان ماه..آنجا که او تمام می شود و تو شروع٬سبز تر از همیشه!
BuZz1:دست نیاز من و دل پر رحم شما! (چرا بر دل پر رحمـ٬ ـزخم ـ می زنند؟!) BuZz2:می خواهم تنها بنویسم..گاهی! BuZz3: BuZz4:خوب است که انسان فراموشکار است و خدا پوشاننده...وگرنه ـله ـ می شد آدم زیر عذاب گناه های پیشین! BuZz5:خدا نگیر توفیق عبادت را...که ۳-۴ روز معده درد و روزه خواری بد جور نا امید می کند آدم را!احساس می کند خیلی از دنیا عقب است*ـ هر چند که اینجا ممکن است تازه هم رنگ جماعت هم شده باشی!!!ـ Buzz6:دوست دارم گاهی خدا را از دریچه ی چشمهای ملاصدرا ببینم!و آقا سید حسین(قائنی) BuZz7:زبانم در دهان باز بسته است! BuZz8:السلام علیک یا سیدی یا حسین(ع) |
|
+ نوشته شده در
87/06/26ساعت 16:54 توسط محیا |
|
|
قاصدک پرید! در مبان شوق و شادی کودکانه٬ از پی اش دوید... قاصدک در فشار باد... دور می شد از زمین دخترک٬سر به راه آسمان.. پای در زمین! اشک از میان چشم های گرد و برق٬برقِ او در عبور دستها سوی نور! او نمی دید و شد! آسمان عصر چهارشنبه صبح شد! ** جلد پاره پاره ایی میان دشت پخش بود... در کنار میله ایی که روی آن، به خط خوش نوشته بود: "خطر,خطر..مین!" ...آه در میان این زمین.. دخترک عروج کرد و آدمیت از میان آسمان هبوط! BuZz1: بعدا اضافه خواهد شد! |
|
+ نوشته شده در
87/06/18ساعت 2:32 توسط محیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ای که مرا خوانده ای ...راه نشانم بده!
----------------------------------------------- گاهی اگر حرفی بود: mahya609@yahoo.com |
| آرشیو موضوعی |
|
ادبی! نیمه ادبی! بی ادبی! |