|
"هو الحی"
به خودش آمد، انگشت هایش را باز کرد و شروع کرد به شمردن: سرش را انداخت پایین و حساب کرد: روز اول ،روز دوم، روز سوم..../ و هی شمرد و شمر د و شمرد.. و آخر نرسید به آنجا که دوست داشت، یا خودش کلاغ خوبی نبود،یا این قصه از بیخ قصه نبود،هرچه بود و نبود به خانه ایی که ـبایدـ نرسید/! جدید نبود اما عجیب چرا، بخشیده شده بودو نبخشیده بود ـ خودش ـ را! تقویم را برداشت، تا* عرفه چند روز مانده بود؟!
BuZz1:عین ناشکری است این پست،حال چند روز پیشم...امروز خیلی سبک ترم،خیلی! شکر! ۱: برای رفع خستگی،دستهایم را کشیدم روبه آسمان، ۲:آنقدر این روزها از رمضان گرسنگی کشیدم که دیروز ـبی هواـ BuZz2:هوای عید فطر می گویند،شدید ـ بارانی ـ است،چتر با خود نبرید! بگذاریدخیس خیس شویم! BuZz3:ماه ـمهر ـ امسال برخلاف انتظار خوب می گذرد، احتمالا سال آخر را می خواهد آبرو داری کند! BuZz4:*حضرت صادق علیه السلام : « كسى كه در ماه رمضان آمرزیده نگردد تا رمضان آینده آمرزیده نمىگردد؛ مگر این كه روز عرفه را درك كند.» |
|
+ نوشته شده در
87/07/09ساعت 21:55 توسط محیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ای که مرا خوانده ای ...راه نشانم بده!
----------------------------------------------- گاهی اگر حرفی بود: mahya609@yahoo.com |
| آرشیو موضوعی |
|
ادبی! نیمه ادبی! بی ادبی! |