تبليغاتX
آسمانی
دادگاه ۱:

متهمَم می کنند به ـ خود خواهی ـ٬

بگذار ـ توـ را ـخودـ بخوانند٬

گاهی اوقات ـ من و تو ـ نداریم!

 

دادگاه ۲ :

مرا حد می زنند

به تازیانه ی سرخ زبان هاشان٬

چقدر مجروح شدن برای تو می چسبد!

 

دادگاه۳:

پرونده ی شکایت {از مرا} به دادگاه تو آوردند٬

بخشوده شدم٬

نه به میزان عدل

که به میزان علاقه...!


برای خدا:


فیلم دوباره یاد هندوستان کرده است!

فیلم را به عقب برگردان٬

یا فیلم را بکُش

یا هندوستان را به آتش بکِش!

 

برای انسان:

قطره های آب خنک افاقه نکرد٬

برایش از عرش قرآن فرستادند٬{باز هم} بیدار نشد٬

بزرگی گفت: "به خواب زده٬بیداری ندارد."

 

برای شیطان:

جنگ سهمگینی بود٬پیرو جوان و زن و مرد ـ هم ـ نمی شناخت٬

آخرین تیرش را به چله گذاشت:

۲ رکعتی را به اذان خواند.

بینی اش به خاک مالیده شد.

 

۱

 room2

۲

BuZz1:اسم این ها را نمی دانم چه می گذارند٬اما فکر می کنم بشود بالا و پایین رفتن های ـروحم ـ را از "این "ها فهمید!

BuZz2:اگر دشنام فرمایی و گر نفرین٬دعا گویم!... {خاص!}

 BuZz3: مهر که به حمدالله به سلامتی گذشت!..خدا آبان را به خیر بگذراند.

BuZz4:ترک کردن آنطور که فکر می کنی هم آسان نیست...اما

تا خدا هست و خدایی می کند...انقده خوشگل مشکل گشایی می کنند...

Buzz5:یا حی که به دل گفته شود..اراده را زیاد می کند.

Buzz6:عکس ها به دست توانای خودم گرفته شده٬ وقتی به تنگ می آمدم..برای خدا نامه می نوشتم!

 

+ نوشته شده در  87/08/01ساعت 17:44  توسط محیا |