|
بسم الله زمین می چرخد،راه ها باقی اند و زمان در گذر است.آفتاب بالای سرمان،ابرها درست توی آسمان سر جایشان و بادها در وزش...و تو در این میانه زجر می کشی...به وسعت نبودن آن چیزها که باید و در تنگنای بودن آن چیز ها که نباید!
BuZz1: امام رضای بارانی آنقدر چسبید که امیدوارم حالا حالا ها جدا نشود.
|
|
+ نوشته شده در
88/01/29ساعت 22:31 توسط محیا |
|
|
هو الحی/
...امروز با دستان کوچکم تمام ریل های قدیمی این سرزمین را گره زده ام به مقصد شما،مبادا قطار راه گم کرده ایی ـ روزی ـ به سمت شرق نیاید و من همان غربی سیاه از غروبگاه خورشید ،بار بسته ام به بارگاه شما آنجاکه آفتاب طلوع خواهد کرد...به قرارگاه آفتاب..
راستی آقا، BuZz1: جاجرود گذشت. BuZz3:من به یک معجزه محتاجم! BuZz5:تقریبا ۲ ماه و نیم مانده تا کنکور.دعامان کنید که بیشتر از زحماتمان نتیجه بگیریم. BuZz6: تولد عید شما...نه تولد وبلاگ خودم مبارک!
|
|
+ نوشته شده در
88/01/14ساعت 23:56 توسط محیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ای که مرا خوانده ای ...راه نشانم بده!
----------------------------------------------- گاهی اگر حرفی بود: mahya609@yahoo.com |
| آرشیو موضوعی |
|
ادبی! نیمه ادبی! بی ادبی! |