یک سالگیت مبارک!
به نام الله
چند سالی است که می رویم امامزاده.
سالهاست که در بین راه ٬ مرصاد را از پشت شیشه های بخار گرفته ی ماشین با چشم های نیمه باز خواب الودِه نگاه می کنم در ازروی باز کردن راز هایش!
امسال یک چیز کوچک تفاوت داشت که ان هم کار ساز شد :
این بار چشمهایم باز باز بود و هیچ شیشه ای بخار نگرفته بود!
شاید دلیل به حرف امدنش همین بود شروع کرد به گفتن از همه جا از آن ادمهای شرور چشم دل بسته که به جای گوسفند قربانی سر سربازان خمینی را با موزاییک می بریدند از زنانی که مردانه ایستادگی کردندو امروز مجسمه های طلاییشان شهر را اذین بسته است ٬از...
فکر می کنم همین لحظه ها بود که زیر لب زمزمه می کردم که:حول حالنا الی احسن الحال....
*یک سالگیت مبارک!خیلی وقته که سفارش هدیه ات را دادم اما امان از بد قولی....!

**
ای دیدنی ترین امید دیده های ندیده
ولادت ولایتت سبز
***عیدالزهرا مبارک!عیدی