هو الحق.

خدا می داند که چقدر دردآور است به ثمر ننشتن آدم ها،به بیراهه رفتنشان..آدم هایی که دوستشان داشتی،آدم هایی که یک روز قبولشان داشتی..
حقا که جریانات امروز سنگ محک خوبی است برای آنانی که هیچوقت خودشان نبودند،برای آنهایی که عبد معبود نبودند،بنده ی ذلیل منافعشان بودند...اگر دیروز در راه دین سر خم می کردند باد منافعشان به این سو می وزید و اگر امروز کوس بی دینی می زدند،هوای منافعشان در آن سو آفتابی است.
انتظار از آدم هایی نیست که دیروز هم مثل امروز در راه تنگ و پر ننگ و تیره ی دشمنی با حق قدم می زدند، از کسانی است که خودشان را پیر راه حق نشان می دادند و سنگ دینداری را به سینه می کوفتند...لعنت به وسوسه های شیطان رانده شده و نفس ضعیف آدم ها که چه زود رنگ عوض می کنند.
الحمدلله که الآنه دیگر خاکستری وجود ندارد،هرچه هست سفید است و سیاه و این آزمایش بزرگی است که به وضوح ستون خوب ها را از بد ها جدا کرده است،هر چند به بها و قیمت سنگینی..
به بهای خون شدن دل شما...
به بهای خون دل خوردن راهروان جبهه ی حق...
به بهای خون رنگ شدن سنگفرش خیابان ها ...
به بهای تلخ صبر و سکوت.
این روزها امان از دل شما..امان...
امان از دل شمایی که ایران اسلامیمان را پدرید ..از دل شمایی که بزرگ منشانه خیلی بالاتر از دیدگان ما تمام جریانات را می بینید..امان از دل شمایی که این روز ها خون است از کودکانه بازی های آنان که ادعای بزرگی دارند،از جهل مرکب آنان که فکر می کنند حق با ایشان است و نمی دانند : الحق مع علی...
آقای خوبم؛
بگذار که این کودکان پیر منظر،این جاهلان زشت سیرت در میان سوختنشان در آتش عدل و همت و اراده ی حق،دست و پا بزنند و هی فریاد برآورند و بسوزند و بسوزند و بسوزند...
ما سربازان تو ایم و آماده ایم که به گوشه ی نظر شما ریشه ی تمام علف های هرز را از گلستان سرزمینمان بکنیم
ما آماده ایم که به اشاره ی ابرویی مشت هامان را گره کنیم و سینه هامان را سپر و خاضعانه خونمان را تقدیم ایران اسلامیمان کنیم..
ما افتخارمان این است که از حق حمایت می کنیم.
مرگ و ننگ باد بر بندگان شیطان که در میدان سیاه دشمنی با اسلام اسب افسار گریخته ی هوی خویش را می رانند و غافلند از اینکه:
                                                ومکرو ومکرالله والله خیر الماکرین

 

             به رغم مدعیانی که منع عشق کنند                جمال چهره ی تو حجت موجه ماست

                         

BuZz1: ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند.
‌BuZz2:قصه ی کنکور ما هم تمام شد...چه تمام شدنی!